با سلام و احترام؛
عطف به نامه شماره 80131/88/50 – 24/5/88 با توجه به شكوائيه خانم «الف – هـ» و با توجه به درخواست تهيه گزارش از پرونده اجرايي كلاسه 87/209/15/ج حكايت بدين شرح است كه:
شركت تعاوني مسكن شماره 2 كاركنان دانشگاه تهران بر اساس قرارداد عادي به شماره 264/805 – 8/9/79، متعهد شده يك دستگاه واحد مسكوني در قالب آپارتمان 75 متري از پروژه غديرخم فاز 4 واقع در شهرك چشمه تهران را پس از ساخت و تكميل پروژه كه مدت زمان آن از تاريخ انعقاد قرارداد دو سال بوده است به خانم «الف – هـ» يكي از اعضاي تعاوني واگذار نمايد، مشروط بر اينكه خانم «هـ» به تعهدات مالي خود در حق شركت بر طبق قرارداد به موقع عمل كند اما هيچيك از طرفين به تعهداتشان عمل نكردهاند تا اينكه خانم «الف – هـ» بر اساس قرارداد اقدام به اقامه دعوي حقوقي به طرفيت شركت، به خواسته الزام به انجام تعهد مبني بر ساخت و تحويل آپارتمان موضوع قرارداد ميكند. پس از رسيدگي در مرحله بدوي طبق دادنامه شماره 1151 – 12/12/85 شعبه 209 دادگاه عمومي تهران شركت تعاوني مسكن به ساخت و تحويل آپارتمان طبق محتويات قرارداد در حق خانم «الف – هـ» محكوم ميشود. در مرحله تجديدنظرخواهي نيز طبق دادنامه 526 – 25/4/86 شعبه ششم دادگاه تجديدنظر استان تهران راي بدوي، با لحاظ نمودن اين جمله «پرداخت الباقي تعهدات از طرف تجديدنظرخوانده» تاييد و قطعي ميشود.
پس از صدور اجرائيه و ابلاغ مفاد آن به محكومعليه عمليات اجرايي بدين شرح آغاز ميگردد:
ادامه مطلب...


گفت و گو با جناب آقاي دكتر محمود كاشانی با موضوع «اثر فوت موكل بر قرارداد وكالت» .
وكالت عقدي جايز است و موكل ميتواند هرگاه بخواهد وكيل را عزل كند. بحث اين جلسه درباره پايان يافتن ناخواسته وكالت و يكي از مصاديق آن فوت موكل ميباشد. طبق بند 3 ماده 678 ق.م فوت موكل موجب پايان يافتن وكالت است. ماده 954 ق.م هم در خصوص عقود جايز اينگونه بيان ميدارد: كليه عقود جايز بر اثر فوت منفسخ ميشوند. اين قاعده كلي در قرارداد وكالت نيز به دليل اينكه مبناي آن اعتماد متقابل وكيل و موكل ميباشد قابل اجراست . هر زمان كه موكل اين اعتماد را به وكيل از دست داد حق بركنار كردن او را دارد.
با فوت موكل نيز اين اعتماد پايان مييابد چرا كه ضرورتا اين اعتماد ميان بازماندگان موكل و وكيل وجود ندارد. اگر وكيل، قراردادي را پس از فوت موكل امضا كند اين قرارداد غير نافذ است. زيرا سمت نمايندگي وكيل از موكل پايان يافته بوده است. با اين حال مواردي وجود دارند كه بعد از فوت موكل بايد وكالت را باقي بدانيم. از آنجا كه در قوانين ما اين موارد پيشبيني نشده اند در چند عنوان مطرح ميكنم:
شرط باقي ماندن وكالت؛ شخص موكل در قرارداد وكالت تصريح ميكند كه اين وكالت پس از فوت موكل نيز معتبر است. آيا صحت چنين شرطي را ميتوان پذيرفت؟ چنانچه بند 3 ماده 678 ق.م يا ماده 954 ق.م را از قواعد آمره بدانيم شرط خلاف آن باطل خواهد بود. ماده 6 ق.آ.د.م تصريح ميكند قراردادهاي مخل نظم عمومي و اخلاق حسنه در دادگاه قابل ترتيب اثر نيستند. آيا شرط باقي بودن وكالت پس از فوت موكل برخلاف قواعد آمره است يا اين قواعد را ميتوانيم آمره تلقي نكنيم.
در اين زمينه رويه قضايي منظمي نيز نداريم. مولفان و رويه قضايي در فرانسه وكالت وكيل را در صورت شرط صريح يا ضمني از سوي موكل به قوت خود باقي ميدانند و اين مقررات را داراي وصف آمره ندانسته اند. مثالي در رويه قضايي فرانسه مطرح شده است كه اگر پدري به پسرش وكالت دهد، مبلغي پول را به يك بانك واريز كند اگر پدر پس از امضاي وكالتنامه فوت كند آيا وكيل (فرزند موكل) ميتواند پول را به بانك واريز كند يا نه؟ گفته شده است چون موضوع اين وكالت اقتضا دارد كه در هر حال انجام شود (اراده ضمني موكل بر اين بوده كه در هر حال اين پول به بانك واريز شود) خواه موكل زنده باشد يا نباشد، اگر فرزند اين پول را پس از فوت موكل به بانك واريز كند اين واريز معتبر شمرده ميشود. ماده 405 قانون تعهدات سوئيس در حالي كه فوت موكل را از علل پايان يافتن وكالت دانسته شرط خلاف آن را تجويز كرده ويا چنانچه طبيعت وكالت اقتضا كند وكالت وكيل پس از فوت موكل را داراي اعتبار دانسته است.
نمونه ديگر اين است كه پدري شخصي را به عنوان وكيل انتخاب كرده تا دعوا و پروندهاي را دنبال كند. پس از فوت پدر، ممكن است برخي از ورثه صغير يا غايب باشند و چنانچه بگوييم وكالت اين وكيل منفسخ ميگردد مصلحت موكل ضايع ميشود. بنابراين در وكالت دعاوي، وكالت وكيل ادامه مييابد حتي اگر موكل فوت كرده باشد.
تدوين: سيدابراهيم مهديون – كارشناس حقوقی
ادامه مطلب...

حسين قربانيان*

با عنايت به مواد 600، 601 و 602 قانون مدني، در خصوص راههاي بطلان تقسيم، و با نسخ ماده 33 قانون آيين دادرسي مدني مصوب سال 1318، چنانچه شخصي چنين ادعايي بنمايد، بايد قائل به اين بود كه جز از طريق شكايت عادي و فوق العاده از آراي صادره، نميتوان حكم تقسيم را باطل نمود. و همچنين چنانچه دادگاه مطابق ماده 324 قانون امور حسبي و يا مقررات مربوط به سازش در قانون آيين دادرسي مدني، گزارش اصلاحي صادر بنمايد، ميتوان قائل به فسخ و بطلان تقسيمي بود كه دادگاه در زمينه تقسيم گزارش اصلاحي صادر نموده است.
واژگان كليدي: بطلان تقسيم/ كشف عيب/ استحقاق مال غير در تقسيم
ادامه مطلب...

آثار حقوقي استفاده از يك علامت، قبل از ثبت آن
شيرزاد اسلامي ـ وكيل پايه يك دادگستري
■ مقدمه
1) در دو قرن گذشته، اجراي تئوري تجارت آزاد (بدون مرز) و پيشرفت تكنولوژيهاي ارتباطي، تبادل سريع اطلاعات و گردش آسان كالاها را موجب گرديد. در مقابل؛ رقابت تجاري روز به روز پيچيده و سختتر شد ورقابتهاي مكارانه تجاري نيز به صور گوناگون گسترش يافت. بدين جهت؛ قرنهاست، تجار، براي معرفي شخصيت تجاري خويش يا تمايز كالاها و خدماتشان از ساير رقبا، از اسامي و علائم تجاري استفاده ميكنند كه امروزه مهمترين موضوع در عرصه رقابت و بازاريابي است.
از سوي ديگر، به دليل آنكه حمايت قانوني از علائم و اسامي تجاري با توسعه اقتصادي و رشد خلاقيت ارتباط مستقيم دارد، در تمامي كشورها در اين خصوص، مقرراتي بر حسب نظام حقوق ملي، تصويب شده است.
البته در كنار مقررات ملي، جامعه جهاني هم همواره در انديشه حمايت از علائم تجاري و ممانعت از رقابت مكارانه تجاري بوده كه با انعقاد كنوانسيونهاي بينالمللي و تاسيس اتحاديههاي جهاني اين انديشه را تا حد زيادي متبلور و اجرا كرده است.
در ايران، اولين قانون ثبت علائم تجاري در سال 1304 به تصويب رسيد كه قانون ديگري در سال 1310 جانشين آن شد. تحولات داخلي و بينالمللي يك قرن گذشته در حوزه تجارت از يك سو و جنبش حمايت از مالكيتهاي فكري و الزامات ناشي از الحاق ايران به كنوانسيونهاي جهاني از سوي ديگر، نهايتا قانونگذار ايراني را بر آن داشت كه قانون جديدي را تحت عنوان «قانون ثبت اختراعات، طرحهاي صنعتي و علائم تجاري در تاريخ 7/8/86 تصويب كند كه به طور آزمايشي به مدت 5 سال اجرا خواهد شد.
قانون جديد در مقايسه با قانون سابق، محاسن و معايبي دارد كه پرداختن به همه آنها در اين نوشتار ميسر نيست. اما مقاله حاضر سعي دارد به يكي از مسائلي كه با تصويب قانون جديد، محل بحث حقوقدانان كشور شده است، بپردازد.
2) با توجه به عرف كسب و كار، معمولا اشخاص قبل از آنكه علامت تجاري يا خدماتي خويش را ثبت كنند، آن را استفاده كرده و به اصطلاح «افشا» ميكنند و حتي گاه ثبت علامت، با دهها سال تاخير انجام مي شود. مطابق مواد 22 و 20 قانون ثبت علائم و اختراعات، مصوب 1310 اگر شخصي در خصوص ثبت علامتي تاخير ميكرد و ديگري علامت وي را به نام خود ثبت ميكرد، صاحب اصلي علامت، ميتوانست تا سه سال نسبت به ثبت علامت، اعتراض كرده و با اثبات سابقه استعمال مستمر، از دادگاه حكم بر ابطال علامت ثبت شده و همچنين ثبت آن به نام خود را بخواهد و حتي گاه با اثبات شرايطي، امكان طرح دعوا پس از سه سال نيز ممكن بود.
در مقابل مطابق مواد 31 و 30 قانون جديد ثبت علائم تجاري مصوب 7/8/86:
«علامت تجاري هر نشان قابل رويتي است كه بتواند كالاها يا خدمات اشخاص حقيقي يا حقوقي را از هم متمايز سازد و حق استفاده انحصاري از يك علامت به كسي اختصاص دارد كه آن علامت را طبق مقررات اين قانون به ثبت رسانده باشد».
متاسفانه؛ در قانون اخيرالتصويب، در خصوص حق مكتسب شخصي كه علامتي را قبل از ثبت، استفاده كرده و ديگري آن را ثبت كرده است، اثباتا يا نفيا حكمي مقرر نشده است.
ادامه مطلب...

فرشید فولادی نژاد - وکیل دادگستری
چکیده
عقود توثیقی بنا به نظر حقوقدانان عبارتند از عقد ضمان،عقد رهن، عقد کفالت،وثیقه های حسن اجرای تعهدات و حسن انجام کار. سه عقد اول، عقود معین قانون مدنی و دارای سابقه ی فقهی می باشند و عقود دیگر، عقود غیر معین هستند. اما هنوز، تعریفی دقیق و منقح از «عقد توثیقی» وجود ندارد و تبعاً، قواعد خاصی نیز برای آن نیست. در این تحقیق، برای دستیابی به ماهیت «عقد توثیقی» فارغ از آن که تحت قالب چه عقدی منعقد شود، به بررسی وجوه مشترک تمامی عقود فوق پرداخته شده و سه عنصر اصلی به عنوان وجه مشترک، تشخیص داده شد. لذا از طریق استفاده ی از این سه عنصر اساسی، احکام «عقدتوثیقی» به صورت قواعد عمومی کشف و نحوه ی ارتباط عقد توثیقی با عقد اصلی تعیین گردیده است. از قواعد فوق الاشعار، می توان در تفسیر و کشف احکام تمامی قراردادهایی استفاده کرد که ماهیت توثیقی در آن ها وجود دارد. همچنین، این قواعد، می تواند ما را با عقودِ غیر معینی آشنا کند که در صورت عدم تمایل یا عدم انطباق قصد طرفین عقد با عقود معین همچون رهن و ضمان، کاربرد هایی فراوان داشته و ایراداتی چون لزوم وجود قبض(در رهن) و قواعد محدود کننده ی ناشی از قانون و آیین نامه ثبت اسناد و امثال آن را ندارد.
ادامه مطلب...

كميسيون ماهانه حقوقي و قضايي آموزش دادگستري استان تهران هر ماه پذيراي يكي از اساتيد مبرز با موضوعي مشخص ميباشد، اينبار در كميسيون ماهانه ميزبان دكتر محققداماد بوديم كه مطالب ايشان را مرور ميكنيم.
اي كاش فرصت بود كه هميشه در اين جلسه شركت ميكردم. گاهی قوانيني در كشور ما تصویب ميشود به دليل آنكه در قانون اساسي مسئله دادن طرح آمده به دليل ناجور و بدتصويبشدن، بار آن بر دوش قوه قضائيه قرار ميگيرد. به خاطر دارم كه قانون اهداي جنين را برای اظهارنظر به من ارائه دادند، به آن اشكالاتی وارد كردم. چون پیشبینی میشد براي دستگاه قضائي ايجاد مشكل ميكند. در گزارشي كه ميدهم مشخص ميشود كه چقدر مشكل در این خصوص داريم. مسئله ناباروري يك معضل است. علاقه به داشتن فرزند در جامعه ما خوشبختانه بسيار زياد است و اين برخلاف كشورهاي غربي است كه به فكر داشتن بچه نيستند. عليرغم اينكه در كشورهاي غربي كه علاقه به باروري ندارند ولي قوانين منظمي براي آن نوشتهاند. قانون انگليس 50 ماده دارد و به تمام فروعات اشاره كرده و هيچ ابهامي براي قضات باقي نگذاشته و بسيار جامع است. قانون استراليا در سال 1995 تصويب شد و همچنين قانون ناباروري فرانسه كه هر دو بسيار جامعاند اما كشور ما يك قانون 5 مادهاي تصويب كرده و مشكلات آن را براي قوه قضائيه گذاشته است. براي اين قانون آييننامهاي تصويب شده كه بسياري از مواد آن خلاف قانون است و اين بسيار شگفتانگيز است. بارور كردن يك نابارور از دو راه ممكن است: 1- با تلقيح در رحم زن نابارور يا كسي كه شوهرش نابارور است كه نطفه را در رحم اين زن تلقيح مينمايند. 2- جنين در خارج از رحم تشكيل شود، بعد از آن اين جنين را داخل رحم زن وارد كنند كه يا خود نابارور است يا شوهرش و يا هر دو. قانونگذار از نوع اول كه عمليتر است طفره رفته و به نوع دوم پرداخته است و اصولا نسبت به نوع اول ساكت است. اما جالب اين است عليرغم تصويب قانون پزشكان نوع اول را كه در قانون به آن اشاره نشده انجام ميدهند. اين قانون در سال 1382 با عنوان «نحوه اهداي جنين به زوجين نابارور» تصويب شده است و به موجب ماده يك اين قانون، كليه مراكز تخصصي درمان ناباروري ذيصلاح، مجاز خواهند بود با رعايت ضوابط شرعي و شرايط مندرج در اين قانون، نسبت به انتقال جنينهاي حاصله از تلقيح خارج از رحم زوجهاي قانوني و شرعي پس از موافقت زوجين صاحب جنين به رحم زناني كه پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشكي، ناباروري آنها - هر يك به تنهايي يا هر دو - به اثبات رسيده اقدام نمايند.
ادامه مطلب...

مقدمه
قانون مدني هر كشور محور اصلي نظام حقوقي آن كشور است كه همه قوانين مربوط به روابط قراردادي و خارج از قرارداد آن جامعه بر اساس آن پايه گذاري شده است. معيارها و احكام قانون مدني حتي در امور كيفري نيز موثر است مخصوصاً در مواردي كه مسئوليت كيفري موجب مسئوليت مدني مي گردد معيارهاي پذيرفته شده در قانون مدني اعمال مي گردد.
بسياري از ضوابط حقوق مدني در حقوق عمومي نيز مورد استناد است و به طور كلي مي توان گفت: مباني حقوقي كه در قانون مدني هر كشور منعكس است در همه رشته هاي حقوقي آن كشور بازتاب دارد و در حقيقت معيارها، ضوابط و احكام حقوق مدني همانند خون در جزء جزء اندامها و گوشه گوشه نظام حقوقي هر كشوري در جريان است و اين وظيفه خطير بر عهده قانون مدني است كه قلب اين بدن به شمار مي آيد. به همين علت است كه در همه كشورها در تدوين قانون مدني دقت بسيار مي كنند و براي اين منظور از بزرگ ترين حقوقدانان كه بر مفاهيم و معيارهاي حقوقي و ارزشهاي آن جامعه و حتي ديگر نظامهاي حقوقي مسلط باشند كمك مي گيرند و در بسياري موارد بالاترين مقامهاي كشور بر پيشرفت كار تدوين قانون مدني نظارت مي كنند و گاهي اين نظارت مستقيم است. به عنوان مثال«ناپلئون بناپارت» براي نشان دادن علاقه خود و اهميت موضوع ، در جلسات بحث و مذاكرات حقوقداناني كه مامور در كار تدوين قانون مدني فرانسه بودند حاضر مي شد ونتيجه كار هيات مزبور را از كشور گشايي هاي حكومت خود مهم تر و موثر تر مي دانست و چنين هم بود. نويسندگان قانون مزبور نيز كه از هر حيث واجد صلاحيت براي اين امر خطير بودند نه تنها قانون مزبور را بر اساس مباني حقوقي « رمي _ ژرمني» و ارزشهاي جامعه فرانسه بنيان نهادند بلكه از حقوق ديگر كشورها نيز بهره جستند و از جمله به منابع حقوق اسلامي و حتي فقه اماميه هم مراجعه كردند. به عنوان مثال از كتاب « جامع عباسي» تاليف « شيخ بهايي» در فهرست منابع قانون مدني فرانسه نام برده شده است. كار تدوين قانون مدني فرانسه در سال ۱۸۰۴ ميلادي پايان يافت و در سال ۱۸۰۷ قانون مدني فرانسه رسما به عنوان « كد ناپلئون » نامگذاري شد و اين اقدام كار مناسب و به جايي بود.
نويسنده : دكترحميد بهرامي احمدي
ادامه مطلب...

ماده 13 قانون مصونيت قضايي يك استثناي مهمي را نسبت به قاعده مصونيت دولت از صلاحيت قضايي كه كاملا جدا از مصونيت است در خصوص توقيف و ضبط اموال دولت ميباشد كه در جزء «ب» بند 2 ماده 6 قيد گرديده است.
بند الف – اموال غيرمنقول
بند الف ماده فوق اموال غيرمنقول را بررسي ميكند و مقيد به آن است كه اموال غيرمنقول در دولت مقر دادگاه باشد. اين بند به لحاظ پذيرش عامه كمتر محل نزاع و اختلاف است.1 گرچه عبارت حق يا منافع ميتواند موجب بروز مشكلاتي گردد علت آن است در معنا و مفهوم اين عبارات در نظامهاي حقوقي مختلف برداشتهاي متفاوت وجود دارد چيزي كه حقوق را در يك نظام تشكيل ميدهد ممكن است در نظام حقوقي ديگر تشكيلدهنده منافع باشد. بنابراين از تركيب عبارت حق و منافع استفاده شد تا اشاره به كليت حق و منافع يك دولت نمايد.
ادامه مطلب...

پيشفروش اماكن ساخته نشده يا در دست احداث، در سالهاي اخير رشد زيادي در ايران داشته است. اين امر ناشي از دو عامل اساسي است:
1- افزايش جمعيت كشور در سه دهه گذشته از 35 ميليون نفر به حدود هفتاد ميليون نفر.
2- افزايش چشمگير مهاجرت روستاييان به شهرهاي بزرگ براي پيدا كردن كار و درآمد بيشتر.
توسعه امر خانهسازي در شهرهاي بزرگ، آن هم صرفا با هدف سودجويي، بدون توجه به احياء و آبادي دهات و ارائه خدمات بنيادي و رفاهي در روستاها، نتوانسته است تقاضاي روزافزون مسكن را جواب گويد.
عوامل فوق به طور طبيعي مشكلاتي را به دنبال ميآورد. حجم و انبوه دعاوي در اين زمينه در مجتمعهاي قضائي خود مويد اين مطلب است. بهتر است ذيلا به علل و عوامل ديگري در زمينه پيشفروش واحدهاي در دست احداث و يا ساخته نشده و مشكلات ناشي از آن اشاره نماييم:
1- فقدان مقررات و قوانين جامع و يكدست در كشور و اتخاذ شيوههاي گوناگون در هر شهر و ناحيه در زمينه نقل و انتقال اموال غيرمنقول، به صورت قولنامهاي مشكلاتي را براي طرفين، خصوصا خريداران ايجاد مينمايد.
2- عناوين برخي اوراق غيررسمي نظير قولنامه، بيعنامه، مبايعهنامه و يا قرارداد خريد و فروش، با متون و مندرجات گوناگون، باعث سوءاستفاده و عمدتا گمراهي خريداران ميشود.
3- دخالت و تلاش مسئولين و كارمندان بنگاههاي معاملات ملكي، در ايجاد توافق هرچه سريعتر ميان فروشنده و خريدار و تضمينهاي بدون محتوا و پشتوانه آنان در اعتبار بخشيدن به اين عناوين و اوراق به عنوان اسناد رسمي و غيرقابل خدشه، از عوامل دست و پاگير و مشكلساز در اين رشته از خريد و فروشها و ارتباطات حقوقي است.
4- بيتوجهي و عدم مطالعه دقيق طرفين معامله در خواندن اينگونه اوراق (قولنامه، بيعنامه و...) و عدم مراجعه و نظرخواهي از وكيل يا مشاوران حقوقي، خود باعث ميشود كه در برخي موارد اجراي تعهدات طرفين با موانعي برخورد نمايد.
ادامه مطلب...

| دكتر بهروز اخلاقي وكيل دادگستري | ![]() |
پرداخت حق ديه مساوي در سوانح، فارغ از جنسيت و مذهب از زمان تصويب و ابلاغ، به يكي از پرحاشيهترين مسائل حوزه بيمه، خصوصا بيمه شخص ثالث تبديل شده و درباره آن اظهار نظرهاي گوناگوني ميشود و در حالي از سوي مردم عنوان ميشود پس از ابلاغ قانون، شركتهاي بيمه از آن سر باز ميزنند، بيمهها هم ميگويند پس از تدوين آيين نامهها حق ديه مساوي با مردان تنها به زناني تعلق ميگيرد كه در زمان بيمهگزاري، حق بيمه مازاد سرنشين را پرداخت كرده باشند.
دكتر بهروز اخلاقي در اين باره به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت: با توجه به عدم اجراي كامل قانون بيمه اجباري شخص ثالث از سوي شركت بيمه دو مرجع ميتوانند به اين موضوع رسيدگي كنند؛ در ابتدا ميتوان شكايتي به ديوان عدالت اداري براي استنكاف شركت بيمه به عنوان سازماني دولتي و وابسته به دولت از اجراي قانون ارائه كرد و راه ديگر اين است كه ذي نفع از شركت بيمه براي پرداخت بقيه حق بيمهاش شكايت كند و محكوميت شركت بيمه را از دادگاه بخواهد
ادامه مطلب...

| سيدعباس موسويان | ![]() |
شركتهاي ليزينگ از موسسههاي اقتصادي موفق در سالهاي اخير هستند. اين شركتها با واگذاري مدّتدار و اقساطي كالاها، از يك طرف به مصرفكنندگان و از طرف ديگر به كارخانههاي توليدي و در نهايت به توليد و اشتغال كشورها كمك ميكنند. مطالعات تجربي نشان ميدهد رعايت متغيرهاي ذيل در ميزان كاميابي شركتهاي ليزينگ تاثيرگذار بوده است.
۱. وضعيت اقتصادي مشتريان در زمان انعقاد قرارداد كه از جهت ميزان پيشپرداخت، مبلغ و تعداد اقساط، تنوع فراواني دارند.
۲. وضعيت اقتصادي مشتريان در طول مدّت قرارداد كه بهطور مرتب در تغيير بوده، گاهي بهبود مييابد و گاهي مشكل پيدا ميكنند.
۳. وضعيت نقدينگي شركتهاي ليزينگ كه گاهي به دليل رونق بازار با كسري نقدينگي و گاهي به دليل ركود، با مازاد نقدينگي مواجه ميشوند.
استفاده از قراردادهاي مالي و روش محاسباتي مناسب كه بتواند تنوع سليقهها و توان مالي مشتريان در زمان حال و آينده را پاسخ دهد و قابل انعطاف در وضعيت نقدينگي شركت ليزينگ در زمان حال و آينده نيز باشد، باعث گسترش شركتهاي ليزينگ ميشود.
ادامه مطلب...

احمدرضا ونكي شلمزاري و فاطمه عزيز زاده
معاملات دولتي در معني اخص، تنها شامل عقودي كه جنبه مالي دارند مي گردند و در دو قالب مزايده و مناقصه صورت مي گيرد.
اين معاملات،تابع حقوق خصوصي بوده ودر صورت اختلاف د ر مورد آنها در دادگاه هاي عمومي قابل رسيدگي مي باشند. از آنجايي كه در معاملات دولتي نيز لامكان وقوع جرم وجود دارد و يكي از راههاي ارتكاب جرم، تدليس در معامله دولتي مي باشد و اين مقوله در تقسيم بندي جرائم عليه اموال و مالكيت قرار مي گيرد;قانونگذاردرمادتين ۵۹۸و۵۹۹ قانون مجازات اسلامي بدان پرداخته است.ايشان ذكر نموده است كه جرم تدليس د ر معاملات دولتي از جمله جرائم مربوط به مستخدمين و مامورين دولتي به معناي عام مي باشد. علي ايحال جهت رعايت تشريفات قانوني در انجام معاملات دولتي وجلوگيري از ارتكاب هرگونه جرمي،مكانيزمهاي كنترلي ونظارتي مي بايست دقيق تر عمل نمايند تا امنيت اقتصادي كه سنگ بناي پيشرفت در هر جامعه ايست ،محفوظ بماند.
مقدمه:
امروزه قسمتهاي مختلف دولت در قالب وزارتخانه ها،سازمانها،موسسات عمومي،نهادهاي انقلابي،شركتهاي دولتي وبانكها و... در حدود وظايف و اهداف خود مبادرت به اقدامات و عملياتي مي نمايند كه بعضاً توسط خود دستگاه و تشكيلات آنها قابل انجام و تحقق بوده و برخي ديگر نيز به لحاظ مسايل تخصصي ويا اجرايي و قانوني در صلاحيت تشكيلات و سازمانهاي دولتي و يا خصوصي ديگر مي باشد كه قسمت اخير را دستگاه هاي دولتي با انعقاد قراردادهايي با ساير
اشخاص حقيقي يا حقوقي اعم از خصوصي يا دولتي انجام مي دهند. به علاوه دستگاههاي دولتي،براي رفع ساير نيازمنديهاي خود مجبوربه برقراري روابط با خارج از دستگاه متبوع بوده و بدين منظور مبادرت به انجام معاملات و انعقاد قراردادهاي لازم مي نمايند. مستخدمين وكارمندان دولت به عنوان نمايندگان دولت در دستگاه هاي اجرايي كشور، اقدام به انعقاد قراردادها و معاملات مذكور مي نمايند. معاملات دولتي شامل دامنه اي از قراردادهاي دولتي است كه بيشتر جنبه مالي دارند و عمده ي قراردادهاي دولتي در اين حيطه مي باشند. علي ايحال، قانونگذارجهت پيشگيري از سوء استفاده هاي احتمالي از معاملات موصوف ، مكانيزمهاي مختلفي را جهت بازرسي و كنترل معاملات پيش بيني نموده است. علاوه بر اين ، مشاوراليها نظر به اهميت موضوع دست به جرم انگاري در اين زمينه زده تا شايد در مسير كنترل سوء استفاده از معاملات دولتي ، گامي موثر برداشته باشد.
ادامه مطلب...

| سيد مهدي حجتي وكيل پايه يك دادگستري و مدرس دانشگاه | ![]() |
برمبناي همين رويكرد، مقنن در ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامي در مقام جرم انگاري ربا و معاملات ربوي برآمده و مقرر داشته: «هر نوع توافق بين دو يا چند نفر تحت هر قراردادي از قبيل بيع، قرض، صلح و امثال آن جنسي را با شرط اضافه با همان جنس مكيل و موزون معامله نمايد و يا زايد بر مبلغ پرداختي، دريافت نمايد ربا محسوب و جرم شناخته مي شود. مرتكبين اعم از ربادهنده، رباگيرنده و واسطه بين آنها علاوه بر رد اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق و نيز معادل مال مورد ربا به عنوان جزاي نقدي محكوم مي گردند.
تبصره ۱- در صورت معلوم نبودن صاحب مال، مال مورد ربا از مصاديق اموال مجهول المالك بوده و در اختيار ولي فقيه قرار خواهد گرفت.
ادامه مطلب...

فقهاي اماميه و حقوقدانان در خصوص ضمان منافع غيرمستوفات توسط غاصب ترديدي ندارند اما در خصوص ضمان منافع غيرمستوفات در فرض غيرغصب و غيرتصرف عدواني نظرات مختلفي ابراز شدهاست. اما مشهور فقهاي اماميه و اكثريت حقوقدانان بر مبناي قاعده علياليد و گروهي هم با توجه به اطلاق ادله قاعده اتلاف ضمان منافع غيرمستوفات اگر تصرف عدواني نباشد هم ميپذيرند. اما فقه عامه در مورد منافع غيرمستوفات چه در فرض غيرغصب و چه در فرض غصب قائل به ضمان نيستند زيرا فقه عامل اصل منفعت را مال نميشناسند.
ادامه مطلب...

| مخبركميسيون قضايي و حقوقي خبر داد | ![]() |
امينحسين رحيمي در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري
مخبر كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي خبر داد: بر اساس مصوبهي امروز كميسيون، زن كه تاكنون از عرصه ارث نميبرد، بر اساس فتواي مقام معظم رهبري، به شكل قانوني از عرصه ارث ميبرد و اين قانوني به نفع خانمها است.
دانشجويان ايران(ايسنا)، با بيان اين مطلب، افزود: كميسيون قضايي و حقوقي امروز مصوبهاي داشت كه طي آن مصوبه، سهم ارثيه خانمها از شوهرشان افزايش پيدا كرد، به طوري كه قبلا اينگونه بود كه اگر شوهر زني فوت ميشد، زن از اموال منقول ارث ميبرد و از اموال غير منقول مثل ساختمان تنها از بنا ارث ميبرد و از زمين ارث نميبرد.
رحيمي افزود: ارث زن تنها به اعيان محدود ميشد و از عرصه ارث نميبرد به طوري كه اگر فردي ملك زارعي داشت، زن از باغ و درختان ارث ميبرد، ولي از زمين چه كشاورزي و چه مسكوني ارث نميبرد، اما در مصوبهي اصلاحيهي امروز كميسيون، زن از عرصه هم اثر ميبرد.
مخبر كميسيون قضايي و حقوقي مجلس همچنين اعلام كرد: طبق اصلاحيهاي كه به عمل آمد مادهي ۹۴۶ قانون مدني اصلاح شد و مطابق اين اصلاحيه زن، اگر شوهرش كه فوت شده باشد و فرزندي داشته باشد يك هشتم از عين اموال منقول و يك هشتم از قيمت اموال غير منقول اعم از عرصه و اعيان ارث را ميبرد و در صورتي كه همسر زن، هيچ فرزندي نداشته باشد، سهم زن از عين كليه اموال منقول و غير منقول يك چهارم ارث است و ديگر بحث قيمت مطرح نيست.
رحيمي همچنين با اشاره به بررسي شور دوم لايحهي جرايم رايانهاي در كميسيون قضايي و حقوقي گفت: در حال حاضر براي كشف جرم چه جرم رايانهاي و چه جرايم ديگر، يكسري ابزار و ادوات كه در ارتباط با وقوع جرم هستند از سوي ضابطين براي بررسي توقيف ميشود، اما يكي از مصوبات امروز كميسيون در اين خصوص آن بود كه توقيف دادهها و يا سيستمهاي رايانهاي كه موجب ايراد صدمه جاني يا خسارتهاي مالي غير قابل جبران باشد و يا اخلال در ادامهي ارايه خدمات عمومي ايجاد كند، ممنوع است.
رحيمي افزود: فرض كنيد در سيستم رايانهاي يك بيمارستان جرمي اتفاق افتاده است ، طبق اين قانون نبايد كل سيستمهاي رايانهاي توقيف شود كه به طور مثال براي بيماران مشكلي ايجاد شود و با ممنوع شدن اين موضوع تلاش شده است ضابطين قضايي از روشهاي ديگر اقدام به كشف جرم كنند.
مخبر كميسيون قضايي و حقوقي مجلس، افزود: گاهي اوقات توقيف سيستمهاي رايانهاي خسارتهاي زيادي را به مالكانش وارد ميكند، بر اين اساس مصوب شد، قاضي رسيدگيكننده به پرونده در كوتاهترين فرصت پس از بررسي تعيين تكليف كند و اين زمان متعارف و متناسب باشد تا خسارتي متوجه افراد نشود.
همچنين اين نمايندهي عضو كميسيون قضايي و حقوقي مجلس، تاكيد كرد: بر اساس تغييرات صورت گرفته در اين لايحه، متضرر ميتواند از اقدامات مامورين و ضابطيني كه اقدام به توقيف سيستمها كردهاند، به مقام قضايي دستوردهنده شكايت و اعتراض كند.
نمايندهي مردم ملاير در خانهي ملت، در خصوص بازديد روز يكشنبه اعضاي كميسيون از كانون وكلا، اظهار داشت: اين جلسه، در خصوص بحث و تبادلنظر راجع به كمكهايي كه كانون وكلا به عنوان كارشناسان و حقوقدانان مي توانند به كميسيون داشته باشند، برگزار شد و در ادامه مطرح شد كه از نظرات كارشناسي كانون در تصويب قوانين استفاده شود كه اين موضوع با نظر موافق اعضاي كميسيون همراه بود.

دكتر ربيعا اسكيني 
در حقوق انگليس در تعريف چك وقتي ميخواهند آن را از برات جدا كنند - چرا كه چك در واقع برات بوده است - به اين ويژگي اشاره ميكنند كه چك تاريخ پرداخت ندارد و پرداخت آن فوري است.
چك سندي است كه به موجب صادركننده وجوهي را كه نزد بانك دارد يا خودش دريافت ميكند يا به ديگري منتقل ميكند.
در ايران مقررات مربوط به چك از حقوق فرانسه گرفته شده است. قانون تجارت از مواد 013 به بعد، چند مادهاي را به چك اختصاص داده است و قانوني تحت عنوان صدور چك از سالهاي 0331 وجود داشته كه هر دو قانون را قانونگذار ايران از حقوق فرانسه گرفته است، منتهي در عمل اشخاص – چه در ايران و چه در خارج – استفادهاي را كه قانون از چك مدنظر داشته است نمينمايند. از آنجايي كه چك وسيله پرداخت فوري است در نتيجه از ابتدا چيزي به نام تاريخ پرداخت در مورد آن مصداق ندارد و تنها تاريخ صدور دارد.چه در قوانين قديمي (قانون تجارت و قانون صدور چك) و چه در قوانين بعدي هيچگاه صحبت از تاريخ پرداخت ننموده است با اين وجود در عمل از چك به عنوان وسيله اعتباري – همانند برات - استفاده مينمايند. در فرانسه اگر معلوم شود چكي به وعده و مدت صادر شده و تاريخ تسليم با تاريخ مندرج در آن يكي نباشد [صادركننده] بايستي
ادامه مطلب...


پرويز رضايي
چندي پيش يكي از همكاران محترم شهرستاني طي تماس تلفني از من خواست تا با تنظيم و ثبت سند اتومبيلي كه پيش از آن يكي از مشتريان دفترخانه مدارك آن را تسليم كرده بود شماره و تاريخ سند ثبت شده را به ايشان اعلام كنم. سردفتر محترم توضيح دادند كه پس از اعلام مشخصات ياد شده متعاقبا آن دفترخانه يك فقره سند وكالت كاري به عنوان وكالت در امضا صادر و وكيل وكالتنامه با عزيمت به تهران وكالتا از طرف مالك اتومبيل سند انتقال را امضا خواهد كرد.
از آنجا كه رقام اين سطور بهرغم توضيحات ارائه شده از سوي آن همكار محترم و شايد به علت عدم بضاعت علمي قادر به درك مطلب و تفاوت وكالت كاري و يا به تعبير ايشان وكالت امضا و وكالت فروش كه معمولا از طرف مالك براي انتقال مال تنظيم ميشود نبود لذا همكار محترم براي روشنشدن موضوع بيان داشت كه با استفاده از سند وكالت امضا وكيل صرفا حق دارد سند ثبت شده را امضا كند و لاغير در نتيجه اين وكالتنامه عنوانا نوعي وكالت كاري است (نتجيتا از پرداخت وجوهي كه در تنظيم وكالت فروش مثلا در خصوص اتومبيل هزينههايي مانند ماليات و حقالثبت و... به اسناد مذكور تعلق ميگيرد معاف است مضافا در مورد اموال غيرمنقول نيز با توجه به اينكه اين وكالتنامهها كاري محسوب ميشود حقالتحرير آن كمتر از هزينه فروش اموال غيرمنقول محاسبه ميشود). مطالب ايشان و تورق كتاب نمونه اسناد تاليف همكار محترم و پيشكوست جناب آقاي غلامرضا حجتي اشرفي و نمونه سند شماره 112 صفحه 271 كتاب تحت عنوان (وكالت امضا سند قبلي) كه عينا در ذيل خواهد آمد موجبي شد
براي نگارش اين مقاله كه البته اميد است با امعان نظر و نقادي و ارشاد حقوقدانان محترم و همكاران فاضل در دفاتر اسناد رسمي هرگونه ابهام و اجمال محتمل موضوع مورد نگارش رفع و زواياي ديگري نيز كه از منظر نويسنده مغفول مانده آشكار گردد.
ادامه مطلب...

نوشته بتول آهني
ب – ركن معنوي جرم
تقسيم مطالب
نقض اوامر قانونگزار زماني جرم است كه با عنصر تقصير همراه شود. بهطور معمول، تمايل به حصول نتيجه مجرمانه افراد را وادار به ارتكاب جرم ميكند. تقصير آنها را در چنين شكلي عمد يا سوءنيت ميگويند. اما، همه جرايم عمدي نيستند. از آنجا كه اشخاص موظفند تا در رفتار خود حد متعارفي از احتياط را رعايت كنند، بيتوجهي نسبت به اين ضوابط عنصر معنوي جرايم غيرعمد را تشكيل ميدهد. در هر دو مورد، بر عهده قاضي است تا از تحقق تقصير مطمئن شود، اما نتايج بررسيهاي او و تصميمي كه در اين مورد اتخاذ ميكند، تنها در صورتي در دعواي مدني معتبر ميشود كه اولا، بحث عنصر معنوي در حقوق مدني نيز قابل طرح بوده و از طرف ديگر مفاهيم تقصير مدني و كيفري واحد باشند و اين امري است كه در هر قسم از جرايم عمدي و غيرعمدي نياز به بررسي دارد.
تقصير عمد
در نظام حاكم بر مسئوليت مدني، عمد، نقش برجستهاي ندارد. اشخاصي كه به ديگري زيان ميرسانند، هرچند عامد نباشند مكلف به جبران خسارتند. اما چنين نبوده كه قصد ارتكاب فعل زيانبار، همواره بياثر باشد.
قضات در تعيين مبلغ خسارت بر عهده كسي كه موجب اضرار عمدي شده، سختگيرند. گذشته از اين، جنبههاي عملي، در برخي رژيمهاي خاص مسئوليت
ادامه مطلب...

| دكترمنصور ده نمكي- وكيل پايه يك دادگستري | ![]() |
عقيده و اعتقاد همكار و نويسنده محترم در خصوص اينكه براساس راي شماره ۵۲۹ هيات عمومي ديوان عاليكشور و رويه قضايي حاكم داير بر اينكه دامنه صدور قرار اناطه محدود به اموال غير منقول شده است به دلايل ذيل و علي الخصوص قانون موخر الصدور وارد نمي باشد .
قانونگذار در ماده ۱۷ قانون آئين دادرسيكيفري مصوب ۱۲۹۰ ( اصلاحي بهمن ۱۳۳۵ ) آورده بود « هرگاه ثبوت تقصير متهم منوط است به مسائليكه محاكمه و ثبوت آن از خصايص محاكم حقوقي است مثل حق مالكيت ، افلاس امر جزايي تعقيب نمي شود و اگر تعقيب شده ، معلق مي ماند تا حكم قطعي از محكمه حقوق صادر شود . در مورد اين ماده چنانچه يكي از طرفين دعوا يا شخص ذينفع حداكثر در ظرف سه ماه از تاريخ ابلاغ قرار به دادگاه صلاحيت دار رجوع نكرده و تصديق آن را تقديم مرجع جزايي ننمايد پروندهكيفري بايگاني مي شود » . بنابراين قانونگذار مصاديق يا دامنه صدور قرار اناطه را در اصلاحيه سال ۱۳۳۵ منوط به تحقق شرايط خاص از جمله لزوم رسيدگي در محاكم حقوقي و رسيدگي به ادعاي
ادامه مطلب...

مصاديق رقابت تجارتي مشروع و نامشروع در بعضي موارد به قدري به يكديگر نزديك ميشوند كه تميز بين آنها بسيار مشكل و مستلزم بررسيهاي پيچيده حقوقي و قضائي ميباشد.
يكي از مواردي كه ميتواند مصداق رقابت تجاري نامشروع قلمداد گردد تشابه و يا يكساني «اسم تجارتي» و «علامت تجارتي» ميباشد.
در موارد بسياري حقوق ناشي از اسامي تجارتي با علائم تجارتي تناقض پيدا ميكند. به عنوان مثال شخصي علامت تجارتي ديگري را به عنوان اسم تجارتي براي موسسه و يا شركت خود به ثبت رسانده و استفاده مينمايد كه اين يكساني و يا تشابه موجب ورود ضرر و زيان به طرفين و نيز گمراهي و سردرگمي مصرفكنندگان در مراجعه و يا استفاده از محصولات و يا خدمات طرفين ميگردد. در اين مقاله سعي خواهد شد تا آراي مختلفي در خصوص تعارض و يا تناقض حقوق علائم تجارتي و اسامي تجارتي مورد بررسي قرار گيرد.
علامت تجارتي (kraM edarT) و نام تجارتي (emaN edarT)
علامت تجارتي عبارت از هم قسم علامتي است اعم از نقش، تصوير، رقم، حرف، عبارت، مهر، لفاف و غير آنكه براي امتياز و تشخيص محصول صنعتي، تجارتي يا فلاحتي اختيار ميشود.
نام تجارتي عبارت است از نام شركت و يا موسسه كه براي شناسايي موسسه حقوقي اختيار ميشود. تعريف علامت تجارتي فوق در ماده يك قانون ثبت علامت تجارتي مصوب يكم تيرماه 1310 آمده است وليكن تعريف خاصي از نام تجارتي در قانون وجود ندارد.
تفاوت اصولي و عمده ميان علامت تجارتي و نام تجارتي
ادامه مطلب...

◙ چكيده:
قرار اناطه را ميتوان يكي از مهمترين تصميمات قضائي در نظام دادرسي برشمرد. در اين خصوص سعي شده است به موضوع مهم صدور قرار اناطه در مراجع كيفري و حقوقي پرداخته شود.
اينكه دادسرا و دادگاه در چه مواردي بايد اقدام به صدور قرار اناطه نمايند و در چه مواردي از صدور قرار اناطه ممنوع ميباشند؛ موضوع اين مقاله است.
عدم تفصيل قانوني و فقدان يك رويه قضائي منسجم در اين خصوص موجب تشتت آراء در ميان قضات دادگستري شده است و اين امر ما را بر آن داشت تا به گردآوري مدون آراء و ديدگاههاي قانوني و قضائي در اين خصوص بپردازيم.
◙ مقدمه:
اناطه در لغت به معناي وابسته كردن، منوط كردن آمده است.1 معناي اصلاحي از معناي لغوي چندان دور نميباشد. در اصطلاح اناطه به معناي توقف رسيدگي و اظهارنظر يك دادگاه بر ثبوت امر ديگري در دادگاه ديگري تعريف شده است.2 عدهاي ديگر از حقوقدانان اناطه را چنين تعريف كردهاند: «هرگاه تعقيب دعوي كيفري يا رسيدگي دادگاه جزائي موكول به حل مسائلي باشد كه اتخاذ تصميم و اظهارنظر قطعي نسبت به آنها خارج از صلاحيت نهاد تعقيب و يا دادگاه كيفري است، مراجع اخيرالذكر بايد رسيدگي را تا صدور قرار اناطه متوقف و ادامه آن را موكول به اظهارنظر قطعي مرجع صالح كنند.3»
به هر حال نقطه مشترك تمام تعاريف ابزاري در اين است كه هرگاه رسيدگي يك مرجع منوط به مشخص شدن موضوعي باشد كه رسيدگي به آن موضوع از صلاحيت آن مرجع خارج باشد. مرجع قضائي رسيدگيكننده بايد تا احراز ادعاي «منوط به» قرار اناطه صادر نمايد.
◄مبحث اول: قرار اناطه و اقسام آن:
در رويه قضائي ما اين امر تقريباً پذيرفته شده است كه صدور قرار اناطه تنها توسط مرجع قضائي كيفري امكانپذير است. اما همانگونه كه در ادامه خواهيم ديد مراجع حقوقي هم در پارهاي از موارد ملزم به صدور قرار اناطه ميباشند. با بررسي مقررات قانوني و آراء صادره از مراجع عالي قضايي ميتوان قرار اناطه را به اقسام ذيل تقسيم كرد:
ادامه مطلب...

در جوامع امروزي، كمتردولتي را سراغ داريم كه دغدغه تنقيح قوانين موجود در كشور خود را نداشته باشد. دستهبندي صحيح قوانين، تعيين قوانين لازمالاجرا در هر دسته و كنار زدن قوانين منسوخ و متروك و نيز تعيين روابط ميان قوانين مجري، محوريترين مباحث مربوط به تنقيح قوانين هستند كه فكر دستاندركاران امور عمومي هر كشوري چه در بخش قانونگذاري، چه در حوزه امور عمومي هر كشوري چه در بخش قانونگذاري، چه در حوزه امور اجرايي و چه در زمينه قضائي را به خود مشغول داشته است. چنين امري در چند دهه گذشته ابتدا امري مفيد به شمار ميرفت چون موجب آشنايي همه شهروندان با حقوق و تكاليف خود ميگرديد و هم بستر اجراي قانون را براي مجريان آن و بهويژه قضات فراهم ميكرد. ديري نپاييد كه اين اقدام ضروري و اجتنابناپذير نمود، زيرا تراكم قوانين در جوامع و تعارضها و ابهامهاي موجود در مقررات، موجب استنباطهاي متفاوت در موضوع واحدي شد و امنيت قضائي و گاهي امنيت حقوقي را در معرض مخاطره قرار داد. در دو دهه اخير، ضرورت مزبور دو چندان شد، زيرا فوايد تنقيح قوانين دوسويه شد: نگاه به گذشته و فراهمسازي مجموعه منقح قوانين همچنان جايگاه خود را حفظ نمود و افق جديدي در بحث تنقيح گشوده شد كه همانا تدوين قوانين جامع است.
ادامه مطلب...

| سيدعلي محمدپناهنده (وكيل پايهيك دادگستري) | |
در ابتدا جهت ورود به بحث، ماده۱۱ قانون مسئوليت مدني مورد بررسي و مداقه قرار ميگيرد:
صدر ماده۱۱مارالذكر مقرر ميدارد: «كارمندان دولت و شهرداريها و موسسات وابسته به آنان كه به مناسبت انجام وظيفه عمداً يا در نتيجه بياحتياطي خساراتي به اشخاص وارد نمايند، شخصاً مسئول جبران خسارات وارده ميباشند، ولي هر گاه خسارات وارده مستند به عمل آنان نبوده، بلكه مربوط به نقص وسايل ادارات و موسسات مزبور باشد جبران خسارت بر عهده اداره يا موسسه مربوطه است ولي...».
واژه كارمندان دولت در صدر ماده فوق، تركيب اضافي است كه بصورت جمع بكار رفته و حسب ظاهر شامل كليه اشخاص حقيقي كه در دستگاه دولت به عنوان بارزترين فرد شخص حقوقي، حقوق عمومي و به معني اعم از قوه قضائيه، مجريه، و مقننه و موسسات وابسته به دولت به كار مشغولند، ميگردد؛ هر چند آنچه كه در بدو امر از واژه كارمند متبادر به ذهن ميشود كارمند رسمي دولت است ولي چون كلمه كارمند بصورت مطلق به كار رفته و مقيد به قيد و وصفي نگرديده، عليالظاهر اشخاصي را كه به صور گوناگون و تحت شمول كليه مقررات و قوانين استخداميدرخدمت دولت هستند (اعم از روز مزد- پيماني- خريد خدمتي و غيره) در بر ميگيرد، گذشته از كارمندان دولت اين ماده كاركنان شهرداريها و موسسات وابسته را كه يكي از انواع موسسات عمومياست نيز شامل ميگردد.
ادامه مطلب...


آنچه ميخوانيد قسمت پنجم مبحث اعتبار امر قضاوتشده كيفري در دعواي مدني نوشته بتول آهني است. اين شماره به گزينش ضابطه صحيح و مناسب در اين موضوع و اعمال آن پرداختهاست.
◙ گزينش ضابطه:
و ـ ضرورت رسيدگي:
عليرغم احراز كليه شرايطي كه تاكنون ذكر كردهايم اقتدار حكم كيفري، همچنان توان ارزيابي دادرسان را در دعاوي مدني محدود ميكند. اگر قرار باشد تمامي اجزاء يا اظهارات مذكور در حكم جزائي بر دعاوي مدني حاكم شوند، ديگر چيزي از آن باقي نميماند. پس، رويه قضائي و دكترين ناچارند با افزودن شرط «ضرورت رسيدگي» ميان حداقل و حداكثر اعتباري كه يك رأي ميتواند داشته باشد، حد مطلوب را پيدا كنند. اما، «ضروري» كدام است؟ با نظريهاي كه صلاحيتهاي انحصاري محاكم را مبناي قاعده تلقي ميكند، ضروري آن چيزي است كه در قلمرو صلاحيتهاي يك محكمه قرار بگيرد. برعكس، با نظريه اجتناب از تعارض احكام حوزه ضرورت و تابعيت قاضي مدني تا هر كجا كه امكان تعارضي باشد، گسترش پيدا ميكند اما، عنوان حكم به تمامي اجزاي آن اطلاق ميشود و رويه قضائي لازم نميبيند تا به اين حد گسترده نيز از تعارض احكام بپرهيزد. از اين رو ميبينيم در شناخت مفهوم «ضرورت» سه گرايش عمده به وجود آمده است. گروهي ضابطهاي مضيق را برگزيدند ديگران معياري موسع و دسته سوم راهي ميانه رفتهاند.
ادامه مطلب...

| مهرزاد مسيحي (وكيل پايه يك دادگستري) | |
شوراي حل اختلاف يك نهاد تازه تاسيس در نظام قضايي ما بعد از پيروزي انقلاب اسلاميميباشد. هر چند در تاريخ قانونگذاري ايران سابقه قديميدارد، از جمله قانون تشكيل خانههاي انصاف مصوب۱۳۴۴. اما تشكيل شوراهاي حلاختلاف به شكل كنوني تا حدودي تاسيسي جديد به نظر ميرسد، زيرا سلب صلاحيت از دادگستري و انتقال اين صلاحيت به شوراي حل اختلاف به عنوان يك نهاد داوري و حل اختلاف كار جديدي است كه انجام گرفته است، بنابراين شوراي حل اختلاف مولود جديدي است كه نياز به بررسي وتحقيق پيرامون آن وجود دارد. به ويژه اينكه اين مولود جديد از آئين و رويه منسجمينيز پيروي نميكند. حال بايد ديد تمام مقررات شكلي موجود قابل تطبيق با اين نهاد تازه تاسيس ميباشد يا نه. اگر شوراي حل اختلاف از قانون آئين دادرسي مدني و كيفري تبعيت ميكند آيا تمام مقررات آن را ميتوان در مورد آن اعمال كرد، مثلاً احكام شوراي حل اختلاف قابل اعاده دادرسي هستند يا خير.
سوالات و فرضيات:
۱- آيا شوراي حل اختلاف دادگاه محسوب ميشود؟
۲- آيا اعاده دادرسي مخصوص احكام دادگاه هاست يا در مورد مراجع غير دادگستري نيز امكان پذير است؟
۳- آيا احكام صادره از شوراهاي حل اختلاف قابل اعاده دادرسي هستند؟
فرض بر اين است كه شوراهاي حل اختلاف دادگاه محسوب نميشوند.
اعاده دادرسي مخصوص احكام دادگاه هاست.
برخي احكام شوراهاي حل اختلاف قابل اعاده دادرسي هستند
ادامه مطلب...

دستور تخليه ـ جلب ثالث ـ الغاء عمليات اجرايي
1- دستور تخليه
دستور تخليه موضوع ماده 3 قانون روابط موجر و مستاجر سال 76 راي محسوب نميشود و اگر دادگاهي مبادرت به اين دستور نمايد در صورت احراز اشتباه و عدم احراز رابطه استيجاري يا عدم احراز مالكيت موجر راسا ميتوان آن را بدون نياز به رسيدگي جداگانه الغاء و كان لم يكن ناميد لذا در اين موارد درخواست خواهان مبني بر صدور ابطال دستور تخليه فاقد وجاهت قانوني است. مرجع صادركننده دستور قادر است دستور خود را ابطال كند اين درخواست بدون تقديم دادخواست نيز عملي و ممكن است و فاقد خصيصهاي است كه طي دادخواست جداگانهاي اقامه گردد. مفاد ماده 5 قانون روابط موجر و مستاجر نيز مفيد همين معني است بكارگيري عبارت شكايت در آن رسيدگي خارج از چارچوب مقررات آيين دادرسي مدني را نشان ميدهد.
2- جلب ثالث
مطابق ماده 145 ق.آ.د در امور مدني هر يك از اصحاب دعوا كه جلب شخص ثالثي را لازم بداند ميتواند تا پايان جلسه اول دادرسي جهات و دلايل خود را اظهار كند و ظرف 10 روز پس از جلسه با تقديم دادخواست از دادگاه درخواست جلب او را نمايد و ايضا مطابق ماده 39 قانون اشعاري شخصي كه جلب ميشود خوانده همان دعوا محسوب ميگردد و تمام مقررات درباره او جاري است لهذا نميتوان خواسته ديگري را در دادخواست جلب ثالث مطرح نمود.
3- الغاء عمليات اجرايي
3-1 توقيف عمليات اجرايي جز در موارد منصوص در قوانين ـ از جمله مواردي كه در مبحث اعتراض ثالث و فرجامخواهي پيشبيني شده ـ فاقد وجاهت قانوني است.
3-2 الغاء اجرائيه جز با الغاء احكام صادره موضوع اجرائيه ممكن و قانوني نيست.
3-3 اعاده وضعيت به حالت قبل از اجراء موضوع ماده 39 قانون اجراي احكام نياز به طرح دعوي و اقامه دادخواست ندارد چنانچه احكامي كه اجرائيه بر مبناي آن صادر گرديده ملغي اعلام گردد دايره اجراء مكلف است به دستور اجراكننده وضعيت را به حالت قبل از اجرا برگرداند.

تاكنون سه قسمت از پاياننامه سركار خانم بتول آهني را با موضوع اعتبار امر قضاوت شده كيفري در دعواي مدني ارائه كردهايم در اين شماره به ادامه اين مبحث ميپردازيم.
اعتبار حكم كيفري در دعواي مدني مشروط به آن است كه از يك طرف حكمي كيفري صادر شود و از طرف ديگر ميان اين حكم و امري كه بعدا در دعواي مدني مطرح ميشود، زمينههاي وحدت فراهم باشد. هر يك از اين دو شرط، خود مجموعهاي پيچيده از قيودي ديگرند.
كساني كه ميخواهند قلمرو اعتبار حكم كيفري را محدود كنند و ديگراني كه مايلند تا آن را توسعه بدهند در محتوا و مفهوم اين مجموعه اختلافنظر دارند. افزودن هر قيد، سدي بر زيادهروي حكومت آرا كيفري است اما معلوم نيست كه هواداران اعتبار حكم كيفري چنين امكاني را براي عقايد مخالف باقي بگذارند.
در اين ميان، رويه قضائي و دكترين سعي دارد تا خود را با نيازهاي روز تطبيق داده و سازشي بين آراء مختلف فراهم كند. هيچ اصل مسلمي وجود ندارد. امري كه شايد ديروز قيدي در اجراي قاعده نبوده، امروز شايد قيدي باشد و شايد كه شرط امروزي، فردا در اعمال قاعده به كار نيايد. در هر حال، فصلي كه پيش رو داريم، نمايانگر مقابله اين دو گرايش يا برآيند ميان آنهاست.
ادامه مطلب...

تعهدات مالي
اين بار ميزبان جناب آقاي دكتر محقق داماد بوديم كه مطالب ايشان را با موضوع تعهدات مالي مرور ميكنيم.
بنام خدا
با خصم گوي علم، كه بيخصمي
علمي نه صاف شد نه مصفي شد
زيرا كه سرخ روي برون آمد
هركو به سوي قاضي تنها شد
(علم بايستي مورد نقد قرار گيرد تا مصفّي گردد) حقوق به حق عيني و حق ديني تقسيم ميشود حق عيني مثل حق مالكيت و حق ديني، دين است و احكام دين بر آن مترتب است.
سئوال كلي: تعهدات مالي يقينا بر متعهد الزامآور است و بايستي ايفاء گردد و دادگاه متعهد را بر اساس درخواست متعهدله الزام به ايفاء ميكند.
سئوال: متعهدله يقينا حق مطالبه دارد و متعهد را قاضي ملزم به ايفاي تعهد ميكند مادامي كه تعهد سقوط نكرده الزام پشت سر متعهد است. پس الزام براي متعهد و حق مطالبه براي متعهدله ميباشد، حال اين حق مطالبه از قبيل كدام حقوق است؟ حق عيني يا حق ديني يا حقي ديگر؟ به
ادامه مطلب...


در حقوق فرانسه و حقوق مصر از اين شيوه پيروي مي شود، ولي در عين حال هم به اين قاعده پايبند هستند كه الفاظي كه طرفين گفته اند حمل برمعاني متعارف مي شود. در قانون مدني ما هم اين قاعده پذيرفته شده است: يعني شما نمي توانيد از لفظ معني ديگر بگيريد و براي مثال، ادعا كنيد كه در قصد مشترك طرفين لفظ فروش معني ديگر مي دهد معني فروش در عرف ما امر ديگري است و همان معني را بايد به آن بدهيم. اينها به دلايل خارجي هم استناد مي كنند.
گروه ديگر اعتقاد دارند كه ما دنبال قصد مشترك طرفين هستيم ولي اين قصد مظهر خارجي معين دارد و در واقع در سند بروز كرده است پس، ما هر دليلي مي آوريم بايد از درون سند باشد و نمي توانيم به دلايل خارجي استناد كنيم. آنچه طرفين اراده كرده اند و در اين سند مندرج است در حقوق آلمان از اين روش پيروي مي كنند
ادامه مطلب...

مبحث دوم ـ طبيعت و ماهيت قاعده
در اعتباري كه حكم كيفري در دعواي مدني دارد از يك طرف نقش مسلم حكم كيفري ميتواند قاعده را به قلمرو حقوق جزاي آيين دادرسي ملحق كند. همان طور كه ارتباط آن با محدوديت ارزيابي دادرسان سبب ميشود تا به مقولات آيين دادرسي مدني نزديك باشد. از طرف ديگر نيز، حكم كيفري اثري اثباتكننده دارد، لذا طرح مبحث دلايل درقانون مدني شبهه پيوند اين قاعده را با حقوق مدني ايجاد ميكند. پس جاي طرح اين پرسش هست كه قاعده اعتبار امر قضاوت شده به كدام يك از رشتههاي حقوق تعلق دارد؛ گذشته از ثمره نظري كه تعيين وابستگي قاعده به شاخهاي از علم حقوق ميتواند داشته باشد. از جنبه عملي نيز نسخ قوانين، چنانچه قاعده متعلق به قوانين نسخ شده باشد، موجوديت آن را منتفي ميكند.
به طور مشخص چنين موقعيتي در حقوق فرانسه مطرح شده است.1 در دوران اشتغال ايالت آلزاس و لمون قانون آيين دادرسي آلمان كه ماده 14 آن اعتبار حكم كيفري را در دعواي مدني نفي ميكند، به مورد اجرا گذاشته ميشد. پس از بازگشت اين مناطق به خاك فرانسه قوانين داخلي به طور قهري به اجرا درنميآيند بلكه به موجب قوانين در سالهاي 1919 و 1924 و بيآنكه ماده 14 صريحا نسخ شده باشد قوانين مدني و كيفري داراي اعتبار قانوني ميشود. در اينجا مسئله آن بود كه آيا قاعده حكم كيفري منتزع از قوانين مدني و كيفري است تا رفع آنها بتواند به طور ضمني ماده 14 را نسخ كند يا آنكه قاعده مربوط به قلمرو آيين دادرسي مدني بوده و با وضع اين قواعد همچنان باقي است؟
ادامه مطلب...

در شماره قبل گفتار اول از پاياننامه خانم بتول آهني تحت عنوان «اعتبار امر قضاوت شده كيفري در دعواي مدني» را ارائه نموديم. در اين شماره به گفتار دوم از همان پاياننامه ميپردازيم.
◙ گفتار دوم: توجيه قاعده بر مبناي كلي حقوقي
تقسيم مطالب:
متون قانوني در اثبات اعتبار حكم كيفري در دعاوي مدني نارسا هستند. حتي، اگر چنين نباشد بحث از اصول حقوقي اين امكان را به ما خواهد داد كه انگيزه قانونگذار را در وضع قاعده دريابيم و اگر ـ چنانچه ما معتقديم – قاعده اعتبار حكم كيفري بر دعواي مدني منبع قانوني نداشته باشد، لازم است تا مبناي قاعده و منبع قدرت الزامآور آن در اجراي اصول منطقي و حقوقي و در ميان ساير منابع حقوق جستوجو كنيم.
زماني طولاني تصور ميشد كه پذيرش تمايز كامل ميان دو دعوي، مانع اعتبار حكم كيفري بر دعواي مدني خواهد شد، به همين لحاظ حقوقدانها سعي ميكردند تا با واحد نشان دادن عناصر دو دعوي، اعتبار حكم كيفري بر دعواي مدني را مصداق قاعده كلي اعتبار امر قضاوت شده بدانند اما سرانجام آنها دريافتند كه دقيقا بر مبناي تمايز دو مفهوم است كه ميتوان اعتبار احكام كيفري را موجه نمود. معهذا، نويسندگاني كه در اين مبناي مشترك توافق داشتهاند به شيوههايي متفاوت حكومت آراء كيفري را ميپذيرفتند.
براي آنها سادهترين روش، به كارگيري قواعدي منطقي بوده كه بر پديدهها و روابط آنها با يكديگر حاكم است. قواعدي كه نه دركشان نياز به مقدمه و واسطهاي دارد و نه اعمالشان توجيه ميخواهد. براي مثال، اينكه حكم تنها مرجع ذيصلاح در حوزه صلاحيت خود تنها حكم معتبر باشد (الف) يا تصميم محكمهاي كه از امكانات بيشتر براي حصول به حقايق برخوردار است، مورد متابعت ساير محاكم قرار بگيرد (ب)، قواعدي منطقي هستند – كه اگر قابل انطباق با بحث ما باشند – ذهن اعتبار حكم بر مبناي آنها را به سادگي ميپذيرد. اما اشكالاتي كه اين شيوهها با آن مواجه ميشود، حقوقدانها را به سمت مبناي واقعي قاعده يعني مقتضيات نظم عمومي سوق ميدهد.
ادامه مطلب...

◙ مبحث اول
مبناي قاعده
قاعده اعتبار امر قضاوت شده كيفري در دعواي مدني را به اين شرح بيان كردهاند: «احكام كيفري در دعواي مدني نميتواند برخلاف آنچه به طور قطعي و ضروري موضوع حكم كيفري قرار گرفته، راي دهد.»
نزديك دو قرن است كه در مبناي اين قاعده گفتوگو ميشود. اختلافها در سكوت و ابهام قوانين ريشه دارند. گرچه قانونگذار متني را به صراحت حاكي از قلمرو اعتبار حكم كيفري باشد، ننوشته؛ اما براي حقوق آنها استدلال مبتني بر قانون دلگرمي به همراه ميآورد. به ويژه آنجا كه قانون تنها منبع حقوق بوده و رويه قضائي منزوي باشد. از اين رو، به هر ميزان كه در دو قرن تاريخ اين قاعده به عقب ميرويم، نويسندگان را در استناد به موادي كه هرچند در ارتباطي دور با آن باشند، مصرتر مييابيم. خواهيم ديد، آنچه گفتند، بيش از آنچه حقيقت باشد، دستاويز بوده است.
ادامه مطلب...

فصل دوم: بررسي شيوههاي مشابه
بحث و بررسي درباره قرارداد انتقال مالكيت زمانبندي شده در فصل گذشته به پايان رسيد. اينك به عنوان تكميل بحث گذشته به بررسي برخي از شيوهها و قالبهاي قراردادي مشابه ميپردازيم كه اگرچه از نظر عنوان و قالب قراردادي، تفاوت جدي با قرارداد تايمشر دارند اما در عمل، نتايج و آثار نسبتا مشابهي را به دنبال دارند. اين روشها عبارت است از: الفـ بيع مشاع به شرط مهايات، بـ صلح منافع، جـ شركت سهامي، دـ افراز زماني
◄ الفـ بيع مشاع به شرط مهايات:
تقسيم منافع در مال مشاع كه چند نفر در كنار هم، مالك مال هستند يكي از مباحث مورد توجه فقها و حقوقدانان ميباشد. به طور كلي مالكين مشاع براي تقسيم منافع مشترك مال مشاع از دو طريق ميتوانند اقدام نمايند.1
1ـ تقسيم به اجزاء مانند اينكه دو نفر كه در خانهاي شريكند براي انتفاع از خانه، خانه را به حسب اجزاء آن تقسيم نمايند يعني نصف خانه به يكي از آنها و نصف ديگر به ديگري واگذار شود تا در آن سكونت يابند.
2ـ تقسيم به زمان انتفاع: مثلا دو نفر كه در اتومبيلي شريكند توافق ميكنند كه به صورت ماهانه از آن استفاده كنند يعني يك ماه نفر اول و ماه دوم نفر دوم و به همين ترتيب....
ادامه مطلب...

دكتر پرويز نوين، استاد دانشگاه
از شروع بحث در باب «بيع زماني» به نظر ميرسد ضروري باشد كه ابتدا در ساختار نظام حقوقي كشورمان، در چند زمينه مروري داشته باشيم، زيرا در پايان مقاله، ميخواهم از اين نكات بهرهبرداري كرده، به نتيجهگيري بپردازم.
1ـ نظام حقوقي كشور ما، در زمينه مسائل مدني، بر پايه آزادي اراده يا حاكميت اراده در انعقاد قراردادها قرار گرفته است، تا آنجا كه اين قراردادها مخالفتي با نظم عمومي و اخلاق حسنه و يا قواعد آمره نداشته باشند.اين نكته بنيادي تا آنجا پيش ميرود كه هرگاه بپرسيم يا ترديد كنيم كه اين قاعده و قانون آمره است يا غيرآمره؟ جواب ميدهيم غيرآمره مگر اينكه خلاف آن ثابت شود، زيرا در كشور ما انعقاد قراردادها بر مبناي تراضي طرفين و آزادي اراده و حاكميت اراده استوار است (ماده 10 قانون مدني).
2ـ مفهوم بيع و تاريخ عقد بيع از سال 752 قبل از ميلاد آغاز ميشود، در آنجا كه بشر براي اولين بار در شهر ليد يا در غرب تركيه با مفهوم يك كالاي «واسطهاي» به عنوان پول آشنا شده و به ضرب سكههاي طلا و نقره پرداخت، حدودا 2579 سال قبل.
ادامه مطلب...

| دكتر بهشيد ارفعنيا- وكيل پايه يك دادگستري | ![]() |
پس از قريب به پس از قريب به دو سال كه طبق شنيدهها، مجلس محترم شوراي اسلامي مشغول اصلاح مواد قانوني مدني مربوط به تابعيت است، اخيراً در خبرها آمده بود كه مجلس شوراي اسلامي طرح اعطاي تابعيت به فرزندان متولد در ايران از مادران ايراني را رد كرد!
اين امر بدان معني است كه ايراني بودن مادر نه تنها از نظر نسبي (خون) تاثيري در تابعيت فرزند ندارد بلكه حتي از نظر محل تولد (خاك) نيز ابداً تاثيري در تابعيت فرزند ندارد. گويا فرزند فقط از پدر متولد ميشود و مادر وجود خارجي ندارد!!
به موجب بند ۲ ماده ۹۷۶ قانون مدني فرزند متولد از پدر ايراني، صرفنظر از اينكه در كجا به دنيا بيايد (محل تولد فرزند در ايران باشد يا در خارج از ايران) ايراني است. جمله صدر ماده ۹۷۶ اعلام ميدارد: «اشخاص ذيل تبعه ايران محسوب ميشوند» و پس از ذكر بند ۱ كه در حاضر بسيار بي مناسبت و حتي خطرناك است و در انتهاي مطلب به آن ميپردازيم، در بند ۲ ميگويد «كساني كه پدر آنها ايراني است اعم از اينكه در ايران يا در خارج متولد شده باشند.»
ادامه مطلب...

سعيد شريعتي، مركز تحقيقات فقهي قوه قضائيه، قسمت سوم
اصطلاح بيع زماني به نوع خاصي از انتقال مالكيت اطلاق ميشود كه طبق آن مالكان حق استفاده از ملك را بهصورت زمانبندي شده پيداميكنند. دردو شماره پيش به مفهوم بيع زماني و ادله منكران مالكيت موقت پرداختيم. در اين بخش دلايل امكان و مشروعيت مالكيت موقت بررسي ميشود.
◙ سوم – دلايل امكان و مشروعيت مالكيت موقت:
چنانكه ديديم ادله منكرين مالكيت موقت در حدي نبود كه بتواند عدم امكان مالكيت موقت يا عدم مشروعيت آن را در فقه و حقوق اثبات نمايد. در اينجا به بيان دلايل امكان و مشروعيت مالكيت موقت ميپردازيم.
1ـ همان طور كه گفتيم مالكيت عبارت است از رابطه اعتباري بين مال و شخص كه توسط عقلا اعتبار ميشود.
حدوث و بقاي مالكيت همانند هر امر اعتباري ديگر به دست منشا اعتبار آن ميباشد و كيفيت اعتبار مالكيت نيز به دست همان منشا اعتبار است و نيز اشاره كرديم كه شارع مقدس در مورد مفهوم مالكيت و مصاديق آن بيان خاصي ندارد و تشخيص اين امور را به عرف و عقلا واگذار كرده است و نيز با عنايت به اينكه موقت بودن مالكيت، هيچ منافاتي با طبيعت مالكيت ندارد ميتوان گفت: از نظر عقلي و حقوقي، هيچ مانعي در راه تصور و اعتبار مالكيت موقت نيست چرا كه عقلا همان گونه كه مالكيت مستمر را اعتبار كردهاند مالكيت موقت را نيز ميتوانند لحاظ كنند و خواهيم ديد كه در بسياري از موارد، چنين اعتباري تحقق يافته است.
ادامه مطلب...


در تاريخ دهم اسفند ۱۳۸۵ سميناري با عنوان «ارزشهاي نو و تحولات مسنوليت مدني» با حضور جمعي از قضات، كاركنان و دانشجويان در محل معاونت آموزش دادگستري استان تهران برگزار شد. ميهمان اين سمينار آقاي دكتر كاتوزيان بود كه توجه شما را به مطالب ايشان جلب ميكنيم.
ادامه مطلب...


خواستهي هر دعواي حقوقي ، اساسيترين ركن آن تلقي ميگردد . صرفنظر از ضرورت دقت در نحوهي تعيين خواسته ، به سبب وابستگي سرنوشت دادرسي به درستي و صحت عملكرد خواهان در اين خصوص ، تشخيص نوع خواسته از حيث مالي بودن يا غيرمالي بودن و بهاي آن در دعاوي مالي ، از حيث ميزان هزينههاي دادرسي ، صلاحيت مراجع رسيدگي و قابليت تجديدنظر يا فرجام حكم ، از اهميت بسياري برخوردار است .
در اين مقاله سعي بر آن بوده ، اصول حاكم بر نحوهي تعيين خواسته و مواردي كه قانون ترتيب خاصي را مقرر كرده ، به اختصار شرح دهيم .
« اصول حاكم بر نحوهي تقويم خواسته »
اصولي كه پايه و اساس بحث ما را ، در اين مقاله كوتاه تشكيل ميدهند عبارتند از :
۱ ـ اصلِ مالي بودن هر دعواي حقوقي .
ادامه مطلب...

اهداء جنين .
پيوند عضو .
پرويز علي پناه وكيل پايه يك دادگستري

اميد است كه اين قلم قاصر ، در طريقي كه پيش گرفته ، از همكفري و نقد خوانندگان گرامي ، بيبهره نماند .
ادامه مطلب...

|
زهرا غلامي مقدم «تجارت در شکوفايي اقتصاد کشورها نقش عمده يي را ايفا مي کند. روي همين اصل است که حقوق تجارت يکي از مهمترين رشته هاي حقوق محسوب مي شود. اگر توسعه ماشينيسم و تحولات اقتصادي مورد بررسي قرار گيرد ملاحظه مي شود که به علل مذکور روابط اجتماعي مردم بيش از پيش متعدد شده است. در نتيجه امروزه در اغلب کشورهاي جهان حقوق تجارت به طور مستقل و تحت حاکميت مخصوص خود عمل مي کند. از سويي سرعت طبع دادوستدهاي بازرگاني و نيز لزوم دقت و بي پيرايگي و اعتماد متقابل و حسن نيت در اجراي پيمان ها از مهمترين ويژگي هاي امور بازرگاني و بالطبع حقوق تجارت است در نتيجه قدرت عرف و رسوم عادات تجاري به مراتب قوي تر و مشهودتر از قوانين مدني و احکام راجع به آن است. |
ادامه مطلب...

|
عشرت عبداللهي يکي از مسائلي که اين روزها توجه بسياري از کارشناسان و حقوقدانان را به خود جلب کرده مساله خصوصي سازي راديو و تلويزيون است. راديو و تلويزيون به عنوان يک رسانه بزرگ و فراگير با سرمايه گذاري کلان دولتي از جمله بخش هاي مهمي است که رقابتي شدن وخروج آن از انحصار با اهميت است. لزوم مشارکت بخش خصوصي در رسانه راديو و تلويزيون و گسترش آزادي بيان در جامعه اين موضوع را در حالي که اصل 44 قانون اساسي در حال اجرايي شدن است، بيش از پيش مورد توجه قرار مي دهد. اما موانع قانوني و حقوقي خصوصي سازي راديو و تلويزيون چيست؟ آيا مي توان با توجه به تفسير مجمع تشخيص مصلحت درباره اصل 44 قانون اساسي به اين موضوع پرداخت يا راهکار ديگري را بايد مورد توجه قرار داد. در اين زمينه ديدگاه هاي تعدادي از کارشناسان حقوقي مي تواند راهگشا باشد. يک حقوقدان با اشاره به اينکه مانع اصلي براي خصوصي سازي راديو و تلويزيون تاکنون مانع قانون اساسي بوده است، |
ادامه مطلب...

|
عشرت عبداللهي لايحه حمايت از حريم خصوصي به استناد اصول 22 و 25 قانون اساسي و به منظور توجه به کرامت و استقلال انسان ها در آخرين روزهاي دولت خاتمي به مجلس فرستاده شد که پس از بررسي هايي در مجلس نهايتاً رد شد. با توجه به اهميت مساله حريم خصوصي و اينکه در قوانين عادي درباره آن ابهاماتي وجود دارد اين موضوع را در گفت وگو با عبدالفتاح سلطاني وکيل و حقوقدان دادگستري در ميان گذاشتيم.--- مي خواهم در ابتدا تعريفي از حريم خصوصي داشته باشيد. در قوانين ما تعريفي از حريم خصوصي به طور مشخص ارائه نشده است. اما تا يک حدي مي توان حد و مرزهاي آن را با استفاده از قانون اساسي و قوانين عادي تعيين کرد. اصل 22 قانون اساسي مي گويد حيثيت، جان، مال و شغل اشخاص از تعرض مصون است و به خاطر همين هم ما مي توانيم بگوييم شغل و مسکن اشخاص بخشي از حريم خصوصي اشخاص تلقي مي شود؛ يا در اصل 23 قانون اساسي تفتيش عقايد ممنوع است، |
ادامه مطلب...

زمين موات جزء انفال است كه به خدا و رسول و پس از او به امام (ع) تعلّق دارد.
در اين مقاله بحث مى كنيم كه آيا زمين موات به وسيلهٌ احياء و آباد كردن به ملكيّت در مى آيد يا خير؟ در صورت اول آيا به زمينهايى كه در اصل موات بوده اند اختصاص دارد يا موات عارضى را نيز شامل مى شود؟ براى حصول ملكيّت آيا اذن امام شرط است يا نه؟ يا لازم است كه آباد كننده, امامى مذهب باشد يا اينكه مسلمان غير امامى يا كافر نيز مى تواند مالك شود؟
ملكيّت با احياء
برخى از فقها در حصول ملكيّت به وسيلهٌ احياء, ادّعاى اجماع كرده اند. در المهذّب البارع آمده است : (امّت اسلامى اجماع دارند بر اينكه اگرمانع ديگرى نباشد, با احياء تملّك حاصل مى شود.) در تنقيح آمده است:(مسلمانان در اين مساله اجماع كرده اند.) صاحب مفتاح الكرامه مى گويد:(فقهاى بلاد گرچه در شروط تحقّق تملّك اختلاف دارند, ولى در اصل مساله اتّفاق نظر دارند.
ادامه مطلب...

سعيد شريعتي، قسمت دوم
اصطلاح بيع زماني به نوع خاصي از انتقال مالكيت اطلاق ميشود كه طبق آن مالكان حق استفاده از ملك را بهصورت زمانبندي شده پيدا ميكنند.

اول: توضيح موضوع
سئوال اساسي در اين مبحث اين است كه آيا مالكيت، حقي دائمي و هميشگي است يا ميتوان ان را مقيد به زمان نمود به عبارت ديگر آيا مالكيت موقت در حقوق و فقه قابل قبول است يا خير؟
شكي نيست كه مالكيت افراد همواره در حال نقل و انتقال است و اموالي كه در مالكيت افراد ميباشد به سبب اسباب ناقله قهري يا اختياري از شخصي به شخصي ديگر منتقل ميشود. بنابراين پرواضح است كه منظور از دوام مالكيت در اينجا اين نيست كه مالكيت افراد، زايل شدني نبوده و اموال اشخاص، هميشه در ملكشان باقي ميماند چرا كه چنين معنايي با واقعيت خارجي همخواني نداشته، هيچكس آن را نميپذيرد و به اين معنا، همه مالكيت ها جز مالكيت خداي تعالي موقتي است.
منظور از دوام مالكيت آن است كه وقتي مالي در ملكيت شخص داخل شد براي هميشه در ملك او باقي ميماند مگر آنكه به يكي از اسباب انتقال مالكيت به ديگري انتقال يابد. بر اين اساس انتقال مالكيت منافاتي با دوام آن ندارد و منظور از مالكيت موقت آن است كه مالكيت شخص، مقيد و محدود به زمان مشخصي شود به گونهاي كه با سپري شدن آن مدت، مالكيت شخص خود به خود و بدون هيچ سبب جديدي زايل شود و مال به مالك اصلي برگردد.
ادامه مطلب...

قسمت اول

اصطلاح بيع زماني به نوع خاصي از انتقال مالكيت اطلاق ميشود كه طبق آن مالكان حق استفاده از ملك را به صورت زمانبندي شده پيدا ميكنند. مقاله حاضر كه در چند شماره ارائه ميشود ابتدا به تعريف اين واژه پرداخته و سپس اعتبار آن را از نظر شرع و قانون بررسي ميكند.
مقدمه:
1- فرآيند تعامل ميان سيستمهاي حقوقي، اگر به گونهاي صحيح، اصولي و حساب شده صورت گيرد ميتواند به رشد و بالندگي حقوق كشور كمك شاياني بنمايد. در عصر كنوني كه عصر ارتباطات نام گرفته است، تاثير و تاثر سيستمهاي حقوقي بر يكديگر امري اجتنابناپذير است زيرا پيشرفت صنعت، تكنولوژي و علم و دانش بشري روز به روز پديدههاي نويني را در عرصههاي مختلف، از جمله در پديدهها و مقررات حقوقي ميآفريند و ارتباط فراوان دولتها و ملتها با يكديگر موجب انتقال تجربههاي جديد از جايي به جايي ديگر ميشود.
دانش حقوق كه رسالت قانونمند كردن فعاليتهاي فردي و گروهي را در جامعه به عهده دارد نبايد در مقابل پديدههاي نو پيدا حالت انفعالي و تاثيرپذيري يك طرفه داشته باشد.
ادامه مطلب...


مطالعه تطبيقي دو سيستم حقوقي ايران و انگليس در مورد مباني، شرايط و موانع شناسايي و اجراي احكام خارجي در قلمرو اين دو كشور مبين اين واقعيت انكارناپذير است كه در ميان مباحث مختلفه حقوق بينالملل خصوصي شناسايي و اجراي احكام خارجي از جايگاه و اهميت بسيار ويژهاي برخوردار است. در اين عصر كه عصر ارتباط و گفتوگوي تمدنها و انفجار اطلاعات نام گرفته است مهاجرت و تجارت مفهوم تازهاي پيدا كرده و وسايل ارتباط جمعي به طور وسيعي ارتباط كشورها را آسانتر و امكانپذيرتر نموده حقوق بينالملل خصوصي نيز دچار تحول و توسعه روزافزون گرديده و با تصويب كنوانسيونهاي مختلف روز به روز كشورها اختيار عمل كمتر و محدودتري خواهند داشت و در واقع جهان به سوي نظام وحدت حقوقي پيش ميرود.
ادامه مطلب...

درباره حكم چنين معامله اى ، يكى از فقهاى معاصر، به اين صورت فتوا به تفصيل داده است كههرگاه دادن قرض، شرط درضمن عقد اجاره باشد، جايز است، زيرا او در ضمن عقد، شرطجايزى را قرارداده، ازاين رو چنين شرطى نافذ است. اما اگر اجاره دادن، شرط درضمن عقدقرض باشد، جايز نيست، زيرا در اين صورت ازمصاديق دادن قرض همراه با گرفتن منفعتاست. «چنين قرضى ربا و حرام است.» به نظر ما اين تفصيل مردود است، زيرا دراين جا (ضمنيت) به معناى تقييد نيست ((۵))ضمنيت)به معناى ظرفيت محض((۶))دون ارتباط ديگر، بى اثر است و سبب نمى شود كه اين قرض ازمصاديق قرض جلب كننده منفعت باشد.
(ضمنيت) به معناى داعويت((۷)) انگيزش) يا تقابل ((۸))از هردو طرف ثابت است و صرف اينكه رهن درضمن قرض يا قرض در ضمن رهن آمده باشد به جز ساختار لفظى جمله،چيزى راتغيير نمى دهد و ساختار لفظى جمله به هيچ وجه درمحتواى حقيقى معامله تاثير نمى گذارد.
ادامه مطلب...


چكيده: حق معنوي مولف از جمله حقوق مولف است كه نوعي مالكيت فكري تلقي ميشود. در دهههاي اخير هم در بعد ملّي و هم در بعد بينالمللي حق معنوي مولف مورد توجه خاص قرار گرفت؛ در اين راستا در مقررات و قوانين داخلي بسياري از كشورها هم جهت با كنوانسيونهاي بينالمللي تصويب شده در اين زمينه تغييرات عمدهاي صورت گرفته است. از آنجا كه اين موضوع در حقوق ايران كمتر بررسي و تحليل شده است، در اين مقاله ابعاد حقوقي و فقهي موضوع بررسي و اشكالات و ابهامات قانوني آن يادآور شده است. همچنين ضمن تاكيد برنظريههاي فقهي مبني بر لزوم رعايت حق معنوي مولف انواع اين حق و ضمانت اجراي حمايت از آن حق تبيين شد.
ادامه مطلب...

|
سيدمحمد سيف زاده وقتي يکي از خبرنگاران سرويس هاي خارجي تقاضاي مصاحبه در مورد حريم خصوصي کرد با خود گفتم از کجا شروع کنم. وقتي مصاحبه شروع شد، تصميم گرفتم از قانون اساسي شروع کرده، حرمت ها، ممنوعيت ها و... قانوني را ذکر کرده و سپس قوانين موضوعه ديگر مورد بررسي قرار گيرد. بعد از مصاحبه نظر به حساسيت موضوع، آن را به صورت مقاله اي به شرح زير درآوردم.حريم به معناي آنچه از پيرامون خانه و عمارت که بدان متعلق باشد... مکاني که حمايت و دفاع از آن واجب است و خصوصي به معناي شخصي، داخلي، زندگي خصوصي اشخاص را در نظر بگيرد. (فرهنگ هاي معين، دهخدا، عميد) کلمات حرم، حرمت، احترام، تحريم با حريم هم ريشه اند. از لحاظ حقوقي حريم از حرمت به معني منع است زيرا تعرض ديگران به حق صاحب حريم ممنوع است. (مبسوط در ترمينولوژي حقوقي، جلد سوم، دکتر جعفر جعفري لنگرودي) حريم نهر، حريم رودخانه، حريم دريا، حريم جاده، حريم ملک و... از آن جمله اند. |
ادامه مطلب...

تدوين: رضا شاهحسيني، رئيس شعبه دوم دادگاه حقوقي ورامين ـ قسمت اول

در اين مقاله حتيالمقدور سعي شده است مسائلي كه در عمل پيرامون مستثنيات دين مطرح ميشود، در حقوق ايران، با تاكيد بر نحوه عمل در دادگستري و اشاراتي مختصر در دو مرجع غيردادگستري (اداره ثبت ودارايي) و نيز مطالعهاي تطبيقي،مورد بررسي، نقد و تحليل قرار گيرد.
در فصل اول مباحث؛ مرجع صالح، نحوه استناد و نحوه رسيدگي به مستثنيات دين مورد بررسي قرار گرفته است. بطوري كه در پايان مبحث اول، مرجع صالحي كه جهت رسيدگي به مسائل مطروحه در مستثنيات دين، صلاحيت دارد، در دادگستري و مراجع غير دادگستري (اداره ثبت و دارايي) و نيز در حقوق خارجي، شناسايي خواهد شد.
همچنين «نحوه استناد به مستثنيات دين»؛ يعني، اينكه آيا خود اشخاص بايد مدعي شوند يا مقامات اجرا راسا بايد اقدام نمايند و از توقيف و فروش مستثنيات دين خودداري نمايند، در مبحث دوم بررسي خواهد شد.
ادامه مطلب...







يکي از مسائلي که اين روزها توجه بسياري از کارشناسان و حقوقدانان را به خود جلب کرده مساله خصوصي سازي راديو و تلويزيون است. راديو و تلويزيون به عنوان يک رسانه بزرگ و فراگير با سرمايه گذاري کلان دولتي از جمله بخش هاي مهمي است که رقابتي شدن وخروج آن از انحصار با اهميت است. لزوم مشارکت بخش خصوصي در رسانه راديو و تلويزيون و گسترش آزادي بيان در جامعه اين موضوع را در حالي که اصل 44 قانون اساسي در حال اجرايي شدن است، بيش از پيش مورد توجه قرار مي دهد. اما موانع قانوني و حقوقي خصوصي سازي راديو و تلويزيون چيست؟ آيا مي توان با توجه به تفسير مجمع تشخيص مصلحت درباره اصل 44 قانون اساسي به اين موضوع پرداخت يا راهکار ديگري را بايد مورد توجه قرار داد. در اين زمينه ديدگاه هاي تعدادي از کارشناسان حقوقي مي تواند راهگشا باشد. يک حقوقدان با اشاره به اينکه مانع اصلي براي خصوصي سازي راديو و تلويزيون تاکنون مانع قانون اساسي بوده است،
لايحه حمايت از حريم خصوصي به استناد اصول 22 و 25 قانون اساسي و به منظور توجه به کرامت و استقلال انسان ها در آخرين روزهاي دولت خاتمي به مجلس فرستاده شد که پس از بررسي هايي در مجلس نهايتاً رد شد. با توجه به اهميت مساله حريم خصوصي و اينکه در قوانين عادي درباره آن ابهاماتي وجود دارد اين موضوع را در گفت وگو با عبدالفتاح سلطاني وکيل و حقوقدان دادگستري در ميان گذاشتيم.
وقتي يکي از خبرنگاران سرويس هاي خارجي تقاضاي مصاحبه در مورد حريم خصوصي کرد با خود گفتم از کجا شروع کنم. وقتي مصاحبه شروع شد، تصميم گرفتم از قانون اساسي شروع کرده، حرمت ها، ممنوعيت ها و... قانوني را ذکر کرده و سپس قوانين موضوعه ديگر مورد بررسي قرار گيرد. بعد از مصاحبه نظر به حساسيت موضوع، آن را به صورت مقاله اي به شرح زير درآوردم.






